درنگ آکادمی
یادگیری

چرا مربی باید مشاهده‌گر باشد؟

مشاهده، ساده‌ترین کاری است که یک مربی می‌تواند انجام دهد و در عمل یکی از دشوارترین‌هاست؛ چون از ما می‌خواهد پیش از تصمیم گرفتن، کمی صبر کنیم.

۶ دقیقه مطالعه آکادمی درنگ تاریخ انتشار: در انتظار تعیین
مربی در حال مشاهده کودک هنگام تجربه مستقل

مشاهده دقیقاً یعنی چه؟

مشاهده یعنی جمع‌آوری اطلاعات درباره کاری که کودک واقعاً انجام می‌دهد، پیش از آنکه درباره آن کار قضاوتی بسازیم. وقتی مشاهده می‌کنیم، به‌جای اینکه بپرسیم «این رفتار درست است یا غلط»، می‌پرسیم «چه چیزی دارد اتفاق می‌افتد؟». همین جابه‌جایی کوچک در پرسش، جنس تصمیم‌های بعدی ما را تغییر می‌دهد.

مشاهده مهارتی آموختنی است، نه استعدادی خاص. مثل هر مهارت دیگر، به تمرین، ثبت و بازخوانی نیاز دارد. مربی‌ای که چند هفته مشاهده‌های کوتاه خود را یادداشت می‌کند، بعد از مدتی الگوهایی می‌بیند که پیش از آن به چشمش نمی‌آمد: اینکه کودک همیشه سر یک فعالیت خاص کلافه می‌شود، یا هر بار پیش از شروع کار، مدتی طولانی بقیه را تماشا می‌کند.

مشاهده با نظارت چه تفاوتی دارد؟

نظارت جهت‌دار است؛ ما از قبل می‌دانیم چه چیزی را می‌خواهیم ببینیم و مراقبیم که همان اتفاق بیفتد. نظارت به دنبال انحراف است: چه کسی از قاعده بیرون زد، چه کسی دیر کرد، چه کسی اشتباه کرد. مشاهده اما هدفش کشف است، نه کنترل. در مشاهده، اطلاعاتی که به دست می‌آوریم می‌تواند برنامه ما را تغییر دهد؛ در نظارت، معمولاً چیزی جز اجرای همان برنامه اتفاق نمی‌افتد.

هر دو در کار مربی جای خود را دارند. برای امنیت کودکان به نظارت نیاز داریم. اما اگر تنها ابزار ما نظارت باشد، تصویری که از کودک می‌سازیم به فهرستی از تخلف‌ها و موفقیت‌ها فروکاسته می‌شود و آنچه در میانه رخ داده — تردید، تلاش، تکرار، همکاری — از دست می‌رود.

نظارت می‌پرسد «آیا طبق برنامه پیش می‌رویم؟»؛ مشاهده می‌پرسد «برنامه ما با این کودک چه نسبتی دارد؟»

پیش از مداخله چه چیزی را ببینیم؟

مداخله سریع همیشه اشتباه نیست، اما همیشه هم لازم نیست. وقتی کودکی چند دقیقه با یک مسئله دست‌وپنجه نرم می‌کند، آن چند دقیقه بخشی از یادگیری است. اگر بزرگسال در ثانیه اول راه‌حل را بگوید، مسئله حل می‌شود ولی تجربه حل کردن از میان می‌رود. پرسش کاربردی این است: «اگر ده ثانیه دیگر صبر کنم، چه چیزی ممکن است ببینم که الان نمی‌بینم؟»

چند چیز ارزش دیدن دارند:

یک موقعیت ساده از کلاس

در گروهی از کودکان پنج‌ساله، قرار است هر کودک با مقوا و چوب یک پل بسازد. یکی از کودکان، کیوان، ساختن را شروع نمی‌کند. دو دقیقه بقیه را نگاه می‌کند، بعد چوب‌ها را از جعبه بیرون می‌ریزد و آن‌ها را کنار هم مرتب می‌چیند؛ باز جمع می‌کند و دوباره می‌چیند. مربی، اگر با نگاه نظارتی نگاه کند، می‌بیند که کیوان «کار نمی‌کند» و او را به شروع تشویق می‌کند.

اما اگر مربی چند دقیقه فقط ببیند، اطلاعات دیگری به دست می‌آورد: کیوان دارد چوب‌ها را بر اساس طول دسته‌بندی می‌کند. او پیش از ساختن، مصالحش را می‌شناسد. این یک استراتژی است، نه بی‌عملی. تصمیم تربیتی حالا فرق می‌کند؛ به‌جای «شروع کن»، مربی می‌تواند بپرسد «کدام‌هایشان به هم شبیه‌اند؟» و از همان مسیری که کودک انتخاب کرده، به ساختن پل برسد.

چگونه مشاهده را ثبت کنیم؟

مشاهده‌ای که ثبت نشود، تا آخر روز از یاد می‌رود. ثبت لازم نیست مفصل باشد؛ سه سطر کافی است، به شرط آنکه توصیفی باشد نه ارزش‌داورانه. بنویسیم «هشت دقیقه با چوب‌ها کار کرد، دو بار چیدمان را عوض کرد»، نه «حوصله نداشت». جمله اول داده است و می‌توان بر مبنای آن تصمیم گرفت؛ جمله دوم نتیجه‌گیری است و مسیر را می‌بندد.

یک قالب ساده کمک می‌کند: چه دیدم / چه زمانی و کجا / چه چیزی پیش از آن رخ داد / چه پرسشی برایم ساخته شد. ستون آخر مهم‌ترین ستون است، چون مشاهده را از گزارش به طراحی وصل می‌کند.

از مشاهده تا طراحی تجربه

مشاهده وقتی معنا پیدا می‌کند که به تصمیم تبدیل شود. مسیر معمولاً چنین است: یک الگوی تکرارشده را می‌بینیم، درباره‌اش فرضیه‌ای می‌سازیم، فعالیتی طراحی می‌کنیم که فرضیه را بیازماید، و نتیجه را دوباره مشاهده می‌کنیم. اگر فرضیه غلط بود، خودِ همین آزمودن اطلاعات تازه‌ای می‌دهد.

این چرخه همان چیزی است که مربی را از اجراکننده نسخه‌های آماده به پژوهشگر موقعیت تربیتی تبدیل می‌کند. در سوی دیگرِ همین بحث، مسئله زمان قرار دارد: برنامه‌ای که برای هر دقیقه‌اش محتوایی تعیین شده، جایی برای مشاهده باقی نمی‌گذارد. این را در یادداشت آموزش شتاب‌زده چه چیزهایی را از کودک پنهان می‌کند؟ مفصل‌تر بررسی کرده‌ایم.

سه تمرین برای فردا

  1. ده دقیقه بی‌مداخله. یک بازه ده‌دقیقه‌ای انتخاب کنید و در آن هیچ راهنمایی‌ای نکنید، مگر برای امنیت. فقط ببینید و بنویسید.
  2. یک کودک، یک هفته. هر روز سه سطر درباره یک کودک بنویسید. آخر هفته یادداشت‌ها را کنار هم بگذارید و ببینید چه الگویی پیدا می‌شود.
  3. پاک کردن صفت‌ها. یادداشت‌های خود را بازخوانی کنید و هر صفت ارزشی («بی‌حوصله»، «باهوش»، «شیطان») را با توصیف رفتار جایگزین کنید.

هیچ‌کدام از این تمرین‌ها به ابزار تازه یا زمان اضافه نیاز ندارند؛ فقط به یک تصمیم نیاز دارند: کمی دیرتر مداخله کردن.

اولین ورکشاپ درنگ

دیدن پیش از آموزش

همین تمرین‌ها را در یک جلسه عملی، با تحلیل موقعیت‌های واقعی کلاس، با هم مرور می‌کنیم.

مشاهده ورکشاپ

مطالب مرتبط

روان‌شناسی کودک

آموزش شتاب‌زده چه چیزهایی را از کودک پنهان می‌کند؟

مطالعه مقاله
ادبیات و هنر

از قصه تا تجربه یادگیری

مطالعه مقاله